komeyl کمیل hadith حدیث komeil komail   

  دعای کمیل عشق زينب بيماري نيست جز فوق جنون.........هركه گويد يا حسين بر او سرايت ميكند..........اي كه بيماري چرا نزد طبيبان ميروي.......خرده نان سفره زينب كفايت ميكند.........كربلا باشد سفارت خانه حق بر زمين......اين سفارتخانه را زينب صدارت ميكند.........بيرق خون خواه شاه كربلا اين مطلب است......اهل عالم گوش باشيد اين سپاه زينب است

  تماس با من

  آرشيو

  نویسندگان

amir hosein

  بچه باحالها

 

  آمار بازدید ها

پيام هاي ديگران ()
 

  احاديث و رواياتی چند در مورد کسب رزق و روزی حلال و مذمت ثروت

 

 

رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود: «طلب حلال بر هر مرد و زن مسلمان واجب است».

و فرمود: «كسى كه به شب در آيد در حالى كه به سبب طلب حلال خسته باشد، آمرزيده داخل شب شده است».

و فرمود: «عبادت هفتاد جزء است و افضل همه اجزاء، طلب حلال است».

و در حديثى ديگر وارد است كه فرمود: «عبادت ده جزء است، نه جزء آن در طلب حلال است».

و فرمود: «هر كه از دسترنج خود بخورد، از صراط برق آسا بگذرد».

و فرمود: «هر كه از دسترنج خود بخورد، خداوند با رحمت به وى بنگرد و هرگز عذابش نكند».

                         علم‏اخلاق‏اسلامى ج : 3  ص :  235

و فرمود: هر كه از دسترنج حلال خود بخورد، خداوند درهاى بهشت را به روى او مى‏گشايد تا از هر درى كه بخواهد وارد شود».

و فرمود: «هر كه از دسترنج خود بخورد، در شمار پيغمبران خواهد بود، و پاداش ايشان را خواهد گرفت».

و فرمود: «هر كه براى عفّت نمودن و بى‏نياز شدن از مردم در طلب دنيا و مال حلال باشد و براى خانواده خود و براى مهربانى كردن و راحت رساندن به همسايه سعى و كوشش كند با چهره‏اى چون ماه شب چهارده خداى عز و جل را در قيامت ملاقات كند«»».

و فرمود: «هر كه با پارسائى و پرهيز از حرام در طلب دنيا باشد، درجه شهيدان دارد».

و فرمود: «هر كه چهل روز حلال بخورد خداوند دل او را نورانى مى‏كند، و چشمه‏هاى حكمت را از دل او بر زبانش جارى مى‏سازد».

 

 

خداوند عالم مى‏فرمايد:«يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ امْوالُكُمْ وَ لا اوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ» 63: 9.يعنى: «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد مشغول نسازد مالها و اولاد شما، شما را از ياد خدا. و كسانى كه چنين كنند ايشان‏اند زيانكاران  منافقون،آيه 9.

                         معراج‏السعادة ج : 2  ص :  353

و باز مى‏فرمايد:«انَّما امْوالُكُمْ وَ اوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ» 8: 28يعنى: «جز اين نيست كه: اموال و اولاد شما، فتنه‏اند از براى شما».«» كه به آنها شما را امتحان مى‏نمائيم.  انفال، (سوره 8)، آيه 28

و حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود كه: «دوستى مال و بزرگى، نفاق را مى‏روياند، همچنان كه آب گياه را مى‏روياند.«» و فرمود كه: «دو گرگ صياد، كه داخل حصار گوسفندى شوند اين قدر از گوسفندان را فاسد نمى‏كنند كه دوستى مال و جاه، دين مسلمانان را فاسد مى‏كند».«» و فرمود: «بدترين امت من مالداران‏اند».«» و فرمودند كه: «دوستان فرزند آدم سه چيز است:

يكى تا وقت مردن با او است، و آن مال است. و ديگرى تا لب گور، همراه او مى‏آيد، و آن اهل و عيال است. و سوم، تا عرصه محشر همراهى او مى‏كند، و آن اعمال است».«» و فرمود كه: «چون روز قيامت شود صاحب مالى را مى‏آورند كه مال خود را به مصرفى كه خدا فرموده است رسانيده است، و مال او نيز در پيش روى او مى‏آيد و چون به صراط مى‏رسد هر جا كه مى‏ايستد و رفتن بر او مشكل مى‏شود مال او مى‏گويد بگذر كه تو حق خدا را در من به جا آوردى. پس ديگرى را مى‏آورند كه اطاعت خدا را ننموده است، و مال او در پشت سر او مى‏آيد چون به صراط رسد هر جا كه ايستد مال او گويد واى بر تو كه در حق خدا كوتاهى كردى. پس چنين خواهد گفت تا او به جهنم افتد و هلاك شود»

و نيز از آن حضرت مروى است كه: «دينار و درهم به هلاكت افكندند كسانى را كه پيش از شما بودند و شما را نيز هلاك خواهند نمود

و در حديثى ديگر از آن حضرت مروى است كه: «در روز قيامت مردى را بياورند كه از حرام در دنيا مال جمع نموده بود و در حرام صرف كرده بود، پس امر شود كه: او را به جهنم افكنند. و ديگرى را بياورند كه مال از حلال جمع كرده و در مصرف حرام خرج نموده. خطاب رسد كه: او را هم به جهنم برند. و مردى ديگر را بياورند كه مال از حرام جمع كرده و به مصرف حلال خرج نموده. خطاب رسد كه: او را نيز به جهنم اندازند. و مردى ديگر را بياورند كه مال از حلال جمع نموده و به حلال خرج نموده باشد خطاب رسد كه: او را بازداريد، شايد در طلب اين مال ضرر به يكى از امورى كه بر او واجب است رسيده باشد، مثل اينكه: نمازى را از وقتش تأخير انداخته يا كوتاهى در ركوع يا سجود يا وضوى آن نموده باشد. عرض كند كه: پروردگارا از حلال كسب كردم و به حلال خرج كردم و هيچ يك از واجبات خود را ضايع نكردم. خطاب رسد:

شايد به جهت اين مال، بر اقران و امثال فخر كرده‏اى. و به مركبى يا جامه‏اى مباهات نموده باشى؟ عرض نمايد: پروردگارا چنين عملى نيز از من سر نزد. و خطاب رسد كه:

شايد كوتاهى و منع نموده باشى حق كسانى را كه من امر كردم كه بدهى از: سادات و يتيمان و مساكين و راه گذران؟ عرض كند كه: نه پروردگارا هيچ حقى را كه امر فرموده بودى ضايع نكردم.

در اين وقت اين جماعت حاضر مى‏شوند و در مقام مخاصمه با آن شخص برمى‏آيند و مى‏گويند: خداوندا مال به او عطا كردى و او را غنى گردانيدى و به او امر فرمودى كه به ما بدهد. اگر از جواب مخاصمه آنها بر آمد و معلوم شد كه حق آنها را داده. و هيچ فخرى و مباهاتى نكرده. و واجبى از او ضايع نشده. خطاب مى‏رسد كه:

بايست و به جا بياور شكر نعمتى را كه به تو عطا فرموده‏ايم از آنچه خورده‏اى و آشاميده‏اى و لذتى كه يافته‏اى».

                         معراج‏السعادة ج : 2  ص :  354

 

مروى به حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - عرض كرد كه: چرا من شوق به مرگ ندارم؟ حضرت فرمود: آيا مالى دارى؟ عرض كرد: بلى يا رسول الله.

فرمود: مال خود را پيش روى خويش بفرست، زيرا كه: دل هر كسى همراه مال اوست، اگر پيش فرستاد مى‏خواهد زود به آن برسد و اگر گذاشت مى‏خواهد با آن باشد»

 

حضرت امير المؤمنين - عليه السّلام - درهمى به دست مبارك گرفتند و فرمودند: «تا تو از دست من بيرون نروى نفعى به جهت من ندارى‏

 

 در بعضى روايات رسيده كه: «اول روزى كه سكه درهم و دينار زده شد شيطان آنها را برداشت و بر روى خود گذاشت و بوسيد و گفت: هر كه شما را دوست دارد بنده بر حق من است»

 

حتى اينكه پيغمبر آخر الزمان - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود: «پروردگارا قوت آل محمد را به قدر كفاف كن».«» و گفت: «خداوندا مرا زندگانى عطا كن، چون زندگى مسكينان، و بميران، چون مردن مسكينان».«»

 

         بى‏غم و انديشه سود و زيان            نه خيال اين فلان و آن فلان‏

 

         گاه اندر فكر گاو و استرى            گاه آلوده غم اسب و خرى‏

 

شب در خيال طويله و انبار، روز در كار آبيارى و شيار، و غير اين‏ها از افكار بسيار

 

amir hosein

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو