komeyl کمیل hadith حدیث komeil komail   

  دعای کمیل عشق زينب بيماري نيست جز فوق جنون.........هركه گويد يا حسين بر او سرايت ميكند..........اي كه بيماري چرا نزد طبيبان ميروي.......خرده نان سفره زينب كفايت ميكند.........كربلا باشد سفارت خانه حق بر زمين......اين سفارتخانه را زينب صدارت ميكند.........بيرق خون خواه شاه كربلا اين مطلب است......اهل عالم گوش باشيد اين سپاه زينب است

  تماس با من

  آرشيو

  نویسندگان

amir hosein

  بچه باحالها

 

  آمار بازدید ها

پيام هاي ديگران ()
 

  درس زندگی از ائمه معصومین علیهم السلام

 

شخصى از امير مؤمنان (ع) خواست كه دنيا را توصيف كند، فرمود:

«و ما أصف لك من دار من صحّ فيها سقم، و من أمن فيها ندم، و من افتقر فيها حزن، و من استغنى فيها افتتن، فى حلالها الحساب، و في حرامها العقاب».

«چگونه وصف كنم خانه‏اى را كه سالم در آن بيمار است، و هر كه در آن ايمن باشد پشيمان شود، كسى كه در آن نيازمند و بينوا باشد غمگين است، و هر كه در آن بى‏نياز و غنى باشد گرفتار و در فتنه است، حلال آن را حساب و حرام آن را عقاب در پى است».

و فرمود:«انّما مثل الدّنيا كمثل الحيّة، ما ألين مسّها و في جوفها السّمُّ النّاقع، يحذرها الرّجل العاقل و يهوى إليها

                         علم‏اخلاق‏اسلامى ج : 3  ص :  42

الصّبىّ الجاهل».

«داستان دنيا همچون داستان مار است، كه سودن آن نرم و در درونش زهر كشنده است، مرد عاقل از آن مى‏گريزد و كودك نادان به سوى آن مى‏گرايد».

و در وصف دنيا فرمود:«ما أصف من دار أوّلها عناء و آخرها فناء، فى حلالها حساب و في حرامها عقاب، من استغنى فيها فتن، و من افتقر فيها حزن، و من ساعاها فاتته، و من قعد عنها أتته، و بصر بها بصّرته، و من أبصر إليها اعمته».

«چگونه وصف كنم خانه‏اى را كه اول آن رنج و آخر آن نيستى است، حلال آن حساب و حرامش عقاب دارد، غنى و بى‏نياز آن گرفتار و مفتون است، و فقير و نيازمند آن محزون و غمگين است، كسى كه در تحصيل آن كوشيد به آن نرسيد، و كسى كه از طلبش باز ايستاد به او رو كرد، كسى كه به عبرت و با ديده بصيرت به آن نگريست او را بينا و آگاه ساخت، و كسى كه [به چشم خريدارى‏] به آن نظر كرد او را كور گردانيد».

و در بعضى از مواعظ خود فرمود: «دست از دنيا بدار كه دوستى دنيا آدمى را كور و كر و لال مى‏كند و گردنها را به بند ذلّت و خوارى مى‏كشد، پس باقيمانده عمر خود را درياب و گذشته را جبران و تدارك كن، و فردا و پس فردا مگوى، كه پيشينيان به سبب آرزوها و امروز و فردا كردنها هلاك شدند، تا امر خدا - مرگ - ناگهان در رسيد در حالى كه در غفلت به سر مى‏بردند، سپس آنان را بر تابوتهاشان به گورهاى تنگ و تاريك در آوردند و اهل و اولادشان به خاكشان سپردند و پا از آنان كشيدند. پس با دلى بريده از همه چيز به سوى خدا بازگشت كن. كسى كه به دنيا پشت پا زند و آن را رها كند شكسته و درمانده نشود».

و فرمود: «زنهار زندگانى دنيا شما را نفريبد، كه دنيا خانه‏اى است به رنج و بلا پيچيده و به ناپايدارى و فنا شناخته شده، و به بى‏وفائى وصف كرده شده، هر آنچه در آن است رو به زوال است، و در ميان اهل آن دست به دست مى‏گردد، احوال آن پاينده نيست، و مهمانان آن از شرّش سالم نمى‏مانند، اهل دنيا در همان حال كه در فراخى و راحتى و شادى‏اند در بلا و غرور گرفتارند، حالاتش

                         علم‏اخلاق‏اسلامى ج : 3  ص :  43

مختلف و متزلزل و نوبتهايش زود گذر و در تغيير است، عيش و خوشى آن نكوهيده و آسودگى در آن ناپايدار است، ساكنانش آماج تير بلا هستند كه دنيا با پيكان‏هاى خود به سوى آنان مى‏افكند، و به مرگ نابودشان مى‏كند. بندگان خدا، بدانيد كه شما و آنچه در آن هستيد نيز در همان راهى قرار داريد كه پيش از شما كسانى در آن بودند و گذشتند، عمرشان درازتر، نيرو و هيبتشان بيشتر، شهرهاشان آبادتر و آثارشان مهمتر بود، ولى صداهاشان خاموش شد، و اندامشان پوسيد و شهرهاشان ويران گشت و آثارشان از صفحه روزگار بر افتاد. كاخهاى افراشته و استوار و تختها و فرشهاى گسترده بر سنگهاى محكم به تنگناى گورها و لحدها مبدّل شد، گورهائى كه به هم نزديكند ولى ساكن آنها غريب و تنهاست. عمارتى كه اهل آن وحشت زده‏اند، محلّه‏اى كه اهل آن همه نزديك به هم و همسايگانند ولى با يكديگر رفت و آمد و انس و آميزشى ندارند، و چگونه ميان آنان پيوند و رفت و آمد باشد و حال آنكه آسياب بلا آنها را خرد كرده و خاك و سنگلاخ آنان را خورده، و مرگ دفتر زندگيشان را در هم نورديده‏

 و بعد از عيش و عشرت دست روزگار بر خاكشان نشانده، محبوبهاشان به آنها جفا كرده و از آنان جدا شدند، به زير خاك خانه گرفتند و به سفرى رفتند كه بازگشتى ندارد، هيهات، هيهات«كَلا، انَّها كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُها، وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ الى يَوْمِ يُبْعَثُونَ.» 23: 100(مؤمنون، 101) «هرگز، اين سخنى است كه او گوينده آن است، و پشت سر آنها برزخى است تا روزى كه برانگيخته شوند».

چنان تصور كنيد كه به همان سرنوشت دچار شده‏ايد و پيك مرگ در رسيده و به آن جايگاه منتقل شده‏ايد و در خوابگاه گور تنها خفته‏ايد، حال شما چگونه خواهد بود اگر آن امور را ببينيد، و قبرها شكافته شود و رازها از پرده برون افتد و شما را در پيشگاه پادشاه جليل به پا دارند، در آن وقت گوئى دلها از ترس از سينه‏ها پريده، و پرده‏ها از جلو ديدگان برداشته شده، و عيوب و رازهاتان آشكار گشته، در آنجاست كه:

«تُجْزى‏ كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ.» 40: 17(مؤمن، 17)

                         علم‏اخلاق‏اسلامى ج : 3  ص :  44

«هر كس را به آنچه كرده جزا و پاداش دهند».

و نيز در خطبه ديگرى فرمود: «شما را سفارش مى‏كنم كه تقوا داشته باشيد و دنيائى را كه رهاتان خواهد كرد رها كنيد، هر چند كه رها كردن آن را دوست نداريد، دنيائى كه بدنهاى شما را كهنه و پوسيده خواهد كرد، در حالى كه مى‏خواهيد جوان و تازه بماند، داستان شما و دنيا حكايت آن مردمى است كه در حال سفرند و راهى را مى‏پيمايند، گويى كه آن را به پايان برده‏اند و يا به نشانه و هدفى كه مى‏خواستند رسيده‏اند، چه بسيار كه كسى به راهى مى‏رود تا به منظور و غايت خود برسد و نمى‏رسد، و چه بسيار كه كسى آرزومند است در دنيا بماند و حال آنكه بيش از يك روز از دنيا نصيب ندارد، و بسا طلب كننده‏اى كه با شتاب آن را مى‏جويد تا اينكه از آن جدا مى‏گردد، پس از سختى و رنج دنيا فغان و زارى نكنيد كه سپرى مى‏شود، و از متاع و نعمتهاى آن شاد و مسرور نباشيد كه رو به زوال و فنا دارد، از طالب دنيا در شگفتم كه مرگ جويا و در پى اوست، و غافلى كه خدا از او غافل نيست».

amir hosein

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو