وای بر اهل دنیا وای بر ما که دنیا مارا به خود گرفتار ساخته!

حضرت سجّاد عليه السلام فرمود:«انّ الدّنيا قد ارتحلت مدبرة، و انّ الآخرة قد ارتحلت مقبلة، و لكلّ واحدة منهما بنون، فكونوا من ابناء الآخرة و لا تكونوا من أبناء الدّنيا، الا و كونوا من الزّاهدين فى الدّنيا الرّاغبين في الآخرة، ألا انّ الزاهدين في الدّنيا اتّخذوا الأرض بساطا و التّراب فراشا و الماء طيبا، و قرّضوا من الدّنيا تقريضا، ألا و من اشتاق إلى الجنّة سلا عن الشّهوات، و من أشفق من النّار رجع عن المحرّمات، و من زهد في الدّنيا هانت عليه المصائب، ألا انّ للّه عبادا كمن رأى أهل الجنّة في الجنّة مخلّدين، و كمن رأى أهل النّار في النّار معذّبين، شرورهم مأمونة، و قلوبهم محزونة، أنفسهم عفيفة، و حوائجهم خفيفة، صبروا اياما قليلة، فصاروا بعقبى راحة طويلة، أمّا اللّيل فصافّون أقدامهم، تجرى دموعهم على خدودهم، و هم يجأرون إلى ربّهم، يسعون في فكاك رقابهم، و أمّا النّهار فحلماء علماء بررة أتقياء كأنّهم القداح، قد براهم الخوف من العبادة، ينظر إليهم النّاظر فيقول:

                         علم‏اخلاق‏اسلامى ج : 3  ص :  45

مرضى، و ما بالقوم من مرض، أم خولطوا، فقد خالط القوم أمر عظيم من ذكر النّار و ما فيها.»

«دنيا پشت كرده مى‏رود و آخرت روى آورده مى‏آيد و هر يك از اين دو را فرزندانى است، شما از فرزندان آخرت باشيد و از فرزندان دنيا نباشيد، و آگاه باشيد كه از زاهدان در دنيا و راغبان به آخرت باشيد. بدانيد كه زاهدان در دنيا زمين را بستر خود گرفتند و خاك را فرش و آب را آشاميدنى گواراى خود قرار دادند و خويشتن را از دنيا بريدند. آگاه باشيد كه هر كه مشتاق بهشت است از شهوتها فراموش مى‏كند، و هر كه از دوزخ مى‏ترسد از محرّمات رو گردان است، و كسى كه در دنيا زهد ورزد مصيبتها بر او آسان مى‏شود. بدانيد كه خدا را بندگانى است كه گويى بهشتيان را در بهشت جاودان و دوزخيان را در دوزخ گرفتار عذاب مى‏بينند، مردم از شرّ آنها در امانند، دلهاشان محزون و جانهاشان عفيف، حاجاتشان سبك و اندك است، چند روزى صبر كردند و به راحت طولانى آخرت رسيدند.

امّا شبانگاه گامهايشان براى عبادت صف كشيده و اشكهاشان بر رخسار جارى است و به پروردگار خويش پناه مى‏برند و براى رهائى خود از آتش دوزخ مى‏كوشند.

و امّا چون روز در آيد به حلم و علم و نيكى و تقوا رفتار مى‏كنند، در لاغرى مانند چوب تير از خوف خدا و عبادت تراشيده شده‏اند، هر كه به آنها بنگرد گويد:

بيمارند، و حال آنكه بيمارى ندارند، يا گويند عقلشان پريشان شده و ديوانه‏اند، در صورتى كه پريشانى ايشان از امر عظيمى است كه ياد آتش دوزخ و آنچه در آن است آنان را مشغول ساخته است».

و نيز فرمود:«ما من عمل بعد معرفة اللّه - عزّ و جلّ - و معرفة رسوله - صلى اللّه عليه و آله - أفضل من بغض الدّنيا، فانّ لذلك لشعبا كثيرة، و للمعاصى شعبا. فأوّل ما عصى اللّه به الكبر معصية ابليس حين أبى و استكبر و كان من الكافرين. ثمّ الحرص، و هي معصية آدم و حوّاء حين قال اللّه - عزّ و جلّ - لهما:

«فَكُلا مِنْ حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظّالِمينَ» 7: 19.

(اعراف، 19)

                         علم‏اخلاق‏اسلامى ج : 3  ص :  46

فأخذا ما لا حاجة بهما إليه، فدخل ذلك على ذرّيّتهما إلى يوم القيامة، و ذلك أنّ أكثر ما يطلب ابن آدم ما لا حاجة به إليه، ثمّ الحسد، و هو معصية ابن آدم حيث حسد أخاه فقتله، فتشعّب من ذلك حبّ النّساء، و حبّ الدّنيا، و حبّ الرّئاسة، و حبّ الرّاحة، و حبّ الكلام، و حبّ العلوّ و الثّروة، فصرن سبع خصال، فاجتمعن كلّهنّ في حبّ الدّنيا. فقال الأنبياء و العلماء - بعد معرفة ذلك -: حبّ الدّنيا رأس كلّ خطيئة، و الدّنيا دنياءان:

دنيا بلاغ و دنيا ملعونة».

«هيچ عملى بعد از معرفت خداى عزّ و جلّ و معرفت رسولش بهتر از بغض دنيا نيست، و اين را شعبه‏هاى بسيار است، و گناهان نيز شعبه‏ها دارد. نخستين چيزى كه سبب نافرمانى خدا شد تكبّر، نافرمانى شيطان، بود هنگامى كه سرپيچى و گردنكشى كرد و از كافران شد. سپس حرص و آن گناه آدم و حوّا بود وقتى كه خداى عزّ و جلّ به آنان فرمود: «از هر چه خواهيد بخوريد ولى به اين درخت نزديك مشويد كه ستمكار خواهيد بود».

پس آدم و حوا چيزى را كه بدان نياز نداشتند گرفتند و اين خصلت تا قيامت در نسلشان رخنه كرد، و از اين رو بيشتر چيزهايى كه آدميزاد مى‏جويد به آن نياز ندارد. بعد از آن حسد است كه گناه فرزند آدم (قابيل) بود زمانى كه به برادرش (هابيل) حسد برد و او را كشت. و از اين نافرمانيها دوستى زنان و دوستى دنيا و جاه طلبى و راحت طلبى و حبّ سخن گفتن و حبّ سرورى و ثروت منشعب گشت، و اين‏ها هفت خصلت است كه همگى در دوستى دنيا گرد آمده‏اند. و به همين جهت پيامبران و دانشمندان - بعد از شناخت اين مطلب - گفتند: دوستى دنيا سر هر خطاست، و دنيا دو گونه است: دنياى رساننده [به طاعت خدا و سعادت آخرت‏] و دنياى ملعون (كه موجب دورى از رحمت خداست)».

/ 0 نظر / 33 بازدید