حدیث

چنانكه حضرت على عليه السّلام مى‏فرمايد:

المال مادّة الشّهوات.

مال و ثروت مايه همه شهوات است.

و در جاى ديگر فرموده است:

المال داعيّة التّعب و مطيّة النّصب.

مال رنج‏آور و مركبى براى ناراحتيها است.

و باز مى‏فرمايد:

المال وبال على صاحبه إلا ما قدّم منه.

مال و ثروت براى صاحبش موجب وبال است مگر آنچه را از پيش براى

خود بفرستد (آن را در كار خيرى مصرف كرده باشد).

و نيز مى‏فرمايد:

المال يفسد المال و يوسّع الآمال.

مال و ثروت، سرانجام انسان را تباه و دامنه آرزوها را گسترده مى‏دارد.

 نقطه‏هاى‏آغازدراخلاق‏عملى ص : 27

 

در حديث ديگرى حضرت على عليه السّلام فرمود:

إنّما بدءُ وقوع الفتن أهواء تتّبع و أحكام تبتدع...

سرچشمه فتنه‏ها پيروى كردن از هوى و هوسهاى آلوده و احكام و قوانين مجعول و اختراعى [: من در آوردى‏] است...

 

حضرت على عليه السّلام فرمود:

لا دين مع هوى. و لا عقل مع هوى.

 

آرزو بد نيست طغيانش بد است هست دريا خوب و طوفانش بد است‏

گر چه هر ميلى همايون مركبى است خارج از اندازه جولانش بد است‏

مايه آبادى و هستى است آب سهمگين سيل خروشانش بد است‏

سردى و گرمى جهان را لازم است شدّت بيجا و بحرانش بد است‏

تا بود اندازه هر چيز است خوب چون كه شد خارج ز ميزانش بد است‏

 

همه دردها از تو و خود نبينى همه نسخه‏ها در تو و خود نخوانى‏

تو يك لفظى امّا طلسم عجايب دريغا كه معناى خود را ندانى‏

در اين ذرّه بنهفته كيهان اعظم چو در سيم تار مغنّى، اغانى‏

تويى آن كتاب مقدّس كه در وى نبشته همه رازهاى نهانى‏

به گنجينه آفرينش بينديش كدام است گنجى بدين شايگانى‏

زمين و زمانى برون از تو، حاشا تو جان جهانستى و جاودانى‏

تو انسانى و خود خدا در تو مخفى ملك در تو محو و فلك در تو فانى

رسد آدمى به جايى كه بجز خدا نبيند بنگر كه تا چه حدّ است مقام آدميّت‏

 

تو كه از نفس خود زبون باشى عارف كردگار چون باشى‏

اى شده در نهاد خود عاجز  كى شناسى خداى را، هرگز

 

خويشتن نشناخت مسكين آدمى از فزونى آمد و شد در كمى‏

خويشتن را آدمى ارزان فروخت بود اطلس خويش بر دلقى بدوخت«»

 

و حضرت على عليه السّلام فرمود:

أفضل المعرفة معرفة الإنسان نفسه.

برترين معرفت آن است كه انسان نفس خود را بشناسد.

.

 حضرت على عليه السّلام فرمود:

الحكمة ضالّة المؤمن... حكمت و معرفت گمشده مؤمن است..

 

 خويشتن نشناخت مسكين آدمى از فزونى آمد و شد در كمى‏

 خويشتن را آدمى ارزان فروخت بود اطلس خويش بر دلقى بدوخت«»

 

حضرت على عليه السّلام در جاى ديگر مى‏فرمايد:

إنّ اللّه تبارك و تعالى أخفى أربعة في أربعة... و أخفى سخطه في معصيته فلا تستصغرنّ شيئا من معصيته فربما وافق سخطه معصيته و أنت لا تعلم.

خداى تبارك و تعالى چهار چيز را در چهار چيز پنهان كرده است. يكى از آنها خشم اوست كه در ميان نافرمانى از دستورهايش پنهان كرده است. پس هيچ گناهى را كوچك مپندار كه ممكن است خشم خدا در آن نهفته باشد و تو ندانى.

 

حضرت على عليه السّلام فرمود:

من كثر فكره في المعاصى دعته إليها.

كسى كه در مورد گناهان زياد فكر كند، گناهان او را به سوى خود مى‏كشند.

و نيز فرمود:

خوض النّاس في شي‏ء مقدّمة الكائن.

فرو رفتن و تفكّر در مورد چيزى، سرآغاز وجود و پيدايش آن چيز است.

 

 

 هر بن موى من ار گردد دهان هر دهانش را بدى هفصد زبان‏

 هر زبان هفصد لغت گويا شود در طريق شكر تو پويا شود

 كى توانم اى برون از چند و چون  آيم از يك عهده شكرت برون‏

 شكر گويم من كدامين نعمتت   ياد آرم من كدامين رحمتت‏

 نقطه‏هاى‏آغازدراخلاق‏عملى ص : 126

 يك نفس كو كز تو نايد صد عطا ساعتى كو نامد از من صد خطا

 كو دهان و كو زبان و كو كلام تا بگويم شرح آن انعام عام«»

 

 

امير مؤمنان عليه السّلام فرمود:

لسان العاقل وراء قلبه و قلب الأحمق وراء لسانه.

زبان عاقل در پشت قلب او جاى دارد و قلب احمق پشت زبان اوست.

 

 

 حضرت على عليه السّلام اين گونه بيان مى‏فرمايد:

الكلام في وثاقك ما لم تتكلّم به فإذا تكلّمت به صرت في وثاقه، فاخزن لسانك كما تخزن ذهبك و ورقك فربّ كلمة سلبت نعمة و جلبت نقمة.«»

سخن ما دام كه آن را نگفته‏اى در اختيار تو است اما همين كه از دهانت خارج شد تو در اختيار آن هستى. بنابر اين زبانت را همچون طلا و نقره‏ات نگه‏دار، زيرا بسيار شده كه يك كلمه نعمت بزرگى را از انسان سلب كرده و يا بلا و دردسرى برايش فراهم ساخته است.

 

 

 

 سخن گرچه هر لحظه دلكش‏تر است چه بينى خموشى از آن بهتر است‏

  در فتنه بستن دهان بستن است   كه نيكى به نيكو بد آبستن است‏

 پشيمان ز گفتار ديدم بسى   پشيمان نگشت از خموشى كسى‏

 شنيدن ز گفتن به ار دل نهى   كزين پر شود مردم از وى تهى‏

 صدف زان سبب گشت جوهر فروش  كه از پاى تا سر همه گشت گوش‏

 همه تن زبان گشت شمشير تيز    به خون ريختن وان كند رستخيز

 

حضرت على عليه السّلام فرمود:

اللّسان سبع إن خلّى عنه عقر.

زبان درنده‏اى است كه اگر رهايش كنى هار مى‏شود و انسان را مى‏گزد.

 

در جای دیگر آن حضرت فرمودند:

من لم يحسن ظنّه استوحش من كلّ أحد.

كسى كه بدبين است از همه وحشت دارد.

 

و باز مى‏فرمايد:

من غلب عليه سوء الظّنّ لم يترك بينه و بين خليل صلحا.

بر هر كس بدگمانى غلبه كند، هر گونه صلح و صفا بين او و دوستانش از بين مى‏رود.

 

و در جاى ديگر فرموده است:

من نظر في عيب نفسه اشتغل عن عيب غيره.

هر كس به عيب خود بنگرد از عيب‏جويى ديگران باز مى‏ايستد.

 

حضرت على عليه السّلام مردم را به سه گروه تقسيم مى‏كند و مى‏فرمايد:

النّاس ثلاثة: فعالم ربّانىّ و متعلّم على سبيل نجاة و همج رعاع أتباع كلّ ناعق، يميلون مع كلّ ريح لم يستضيئوا بنور العلم و لم يلجئوا إلى ركن وثيق...«»

مردم سه گروهند:

1. علماى ربّانى 2. دانشجويانى كه در راه نجات خويش دنبال تحصيل علم هستند.

3. احمقان بى‏سروپايى كه به دنبال هر صدايى مى‏روند و با هر بادى حركت مى‏كنند. اينان نور علم را فرا راه خويش قرار نداده و به ستون محكمى پناه نبرده‏اند..

 

 

حضرت على عليه السّلام متّقين را اين گونه توصيف مى‏كند:

... لا يرضون من أعمالهم القليل و لا يستكثرون الكثير، فهم لأنفسهم متّهمون، و من أعمالهم مشفقون، إذا زكّى أحد منهم خاف ممّا يقال له فيقول أنا أعلم بنفسى من غيرى، و ربّي أعلم بي منّي بنفسى. اللّهمّ لا تؤاخذني بما يقولون و اجعلنى أفضل ممّا يظنّون و اغفر لي ما لا يعلمون....«»

[پرهيزكاران‏] از اعمال خويش به اندك خشنود نيستند و اعمال فراوان خود را زياد نمى‏بينند. آنان خويشتن را متّهم مى‏سازند و از كردار خود بيمناكند [كه مبادا مورد قبول خداوند نباشد]. هرگاه يكى از آنها ستوده شود، از آنچه در باره‏اش گفته شده در هراس مى‏افتد و مى‏گويد: من از ديگران نسبت به خود داناترم و پروردگارم به اعمالم از من آگاه‏تر است. پروردگارا مرا بهتر از آنچه آنها گمان مى‏كنند قرار ده و گناهانى را كه نمى‏دانند بيامرز..

 

حضرت على عليه السّلام فرمود:

نصحك بين الملإ تقريع.

نصيحت كردن در ميان مردم نوعى سركوبى است.

 نصيحت در نهانى بهتر آيد گره از جان و بند از دل گشايد

 

و در جاى ديگر فرموده است:

لا يجد عبد طعم الايمان حتّى يترك الكذب هزله و جدّه.«»

هيچ بنده‏اى مزه ايمان را نمى‏چشد تا دروغ را - شوخى باشد يا جدّى - مطلقا ترك كند.

و نيز فرمود:

لا يصلح من الكذب جدّ و لا هزل و لا أن يعد أحدكم صبيّه ثمّ لا يفى له، إنّ الكذب يهدى إلى الفجور و الفجور يهدى إلى النّار.«»

دروغ چه جدّى و چه شوخى ناپسند است و مصلحت نيست كسى به فرزند خود وعده‏اى بدهد و وفا نكند، زيرا دروغ انسان را به هرزگى و بى‏بند و بارى مى‏كشاند كه نتيجه آن آتش جهنم است.

 

حضرت على عليه السّلام فرمود:

... و علّة الكذب أقبح علّة.

بيمارى دروغ زشت‏ترين بيمارى است.

 

و در جاى ديگر فرموده است:

عذاب القبر من النّميمة و الغيبة و الكذب.

 عذاب قبر به خاطر سخن چينى و غيبت و دروغ است.

و نيز فرمود:

عذاب القبر يكون من النّميمة.

عذاب قبر به خاطر سخن چينى است.

 

همچنين حضرت على عليه السلام در ضمن حديثى فرمود:

إنّ اللّه تبارك و تعالى أخفى أربعة في أربعة... و أخفى وليّه في عباده فلا تستصغرنّ عبدا من عبيد اللّه فربّما يكون وليّه و أنت لا تعلم.«»

خداى تبارك و تعالى چهار چيز را در چهار چيز پنهان نموده است:... ولىّ خود را در ميان بندگان خويش پنهان داشته است. پس به هيچ بنده‏اى از بندگان خدا با چشم حقارت نگاه مكن كه شايد همان [كسى كه به او بى‏اعتنا هستى‏] ولىّ خدا باشد و تو ندانى.

 

حضرت على عليه السلام در جاى ديگر فرمود:

العجب لغفلة الحسّاد عن سلامة الاجساد.

جاى شگفتى است كه حسودان از سلامت جسم خود غفلت دارند.

 

حضرت على عليه السلام فرمود:

... و لا عبادة كأداء الفرائض....

هيچ عبادتى مانند اداى فرايض و واجبات نيست....

 

... حبّذا نوم الأكياس و إفطارهم.

چقدر خوب است خواب زيركان و افطار آنان.

 

حضرت على عليه السلام فرمود:

.... و إنّ اللّه سبحانه يدخل بصدق النّيّة و السّريرة الصّالحة من يشاء من عباده الجنّة.

خداوند سبحان كسانى از بندگانش را كه بخواهد، به خاطر صدق نيّت و باطن پاك داخل بهشت مى‏كند.

 

در مورد ديگر، حضرت على عليه السلام فرمود:

نفسك أقرب أعدائك إليك.

 نزديكترين دشمن تو نفس تو است.

 دشمن تو نفس كافر كيش توست و ان هواى طبع بد انديش توست‏

 دشمن تو خود تويى اى تيره رو  ديگران را بى سبب دشمن مگو

 

حضرت على عليه السلام در جاى ديگر فرموده است:

غالبوا انفسكم على ترك المعاصى يسهل عليكم مقادتها إلى الطّاعات.

 با ترك گناهان بر نفوس خويش چيره شويد تا كشاندن آن به سوى بندگى و فرمانبردارى بر شما آسان شود.

 

حضرت على عليه السّلام فرمود:

إنّ الفرص تمّر مرّ السّحاب فانتهزوها اذا امكنت في أبواب الخير...

بى‏گمان فرصتها همانند ابرهاى زود گذر مى‏گذرند، پس هر گاه فرصتى در انجام كارهاى خير به دست آورديد آن را غنيمت شمرده و از آن خوب بهره‏بردارى كنيد

/ 0 نظر / 21 بازدید